السيد الطباطبائي
115
مجموعه رسائل ( فارسى )
العميّة ، فرَقَت أرواحُها إلى أطراف اجنحة الأرواح فناجوك في أركانك و الحوّابين أنوار بهائك ، و نظروا من مرتقى الترية إلى مستوى كبريائك ، فسّماهم أهل الملكوت زوّاراً ، و دعاهم أهل الجبروت عمّاراً - الخطبه - . « 1 » و حديث هشام قبلا در فصل سوم گذشت . و مانند اين معانى در ادعيه و مناجاتها فراوان نقل شده است ؛ مثلًا در مناجات حضرت على عليه السلام در ايام ماه شعبان مىخوانيم : إلهي و الهمني ولهاً بذكرك إلى ذكرك ، واجعل همّتي إلى روح نجاح أسمائك و محلّ قدسك . « 2 » تا آنجا كه مىگويد : إلهي هب لي كمال الانقطاع إليك ، و انرْ أَبصارَ قلوبنا بضياء نظرها إليك حتى تخرقَ أبصارُ القلوب حجبَ النور فتصلَ إلى معدن العظمة ، و تصير أرواحنا معلّقة بعزّ قدسك ، إلهي واجعلني ممّن ناديَته فأجابك ، و لا حظتَه فصعق لجلالك ، فناجيته سرّاً و عمل لك جهراً . « 3 »
--> ( 1 ) . اى خداوندى كه پاك و منزهى ، كدام ديده را ياراى آن هست كه در برابر نور عظمت تو تاب آورد و به نور روشنايى قدرت بى پايان تو برسد ، و كدام فهمى را راه به پى بردن وراى آن هست ؟ جز ديدگانى كه خود از آنها حجاب بر كشيده و پرده برگرفتهاى و از بيمارى كورى و نابينايى نجاتشان دادهاى ، پس جانهاى ايشان در عروج است و تو را در اركان عرشت مىخوانند ؛ اينان در درياى انوار عظمتت شناورند و از نردبان خاك ، بالا آمدهاند و به كبريايى تو نظر دوختهاند ، پس ملكوتيان اينان را « زائران » ناميده و جَبَروتيان ايشان را « ساكنان » مىخوانند ( 2 ) . البته عبارت متن با اصل متن مناجات شعبانيه اندك تفاوتى دارد ولى ترجمهء اصل عبارت مناجات شعبانيه چنين است : خدايا شيدايى و شيفتگى ذكر خود را پياپى در دلم انداز و همتم در نشاط فيروز شدن اسمائت و محل قدست قرار ده ( 3 ) . خدايا ! بريدن كاملى از خلق به سوى خود به من عنايت كن و ديدههاى دلمان را به نور توجه به سوى خود روشن گردان تا ديدههاى دل ، پردههاى نور تو را پاره كند و به مخزن اصلى بزرگى و عظمت برسد و ارواح ما آويخته به عزّت مقدّست گردد . خدايا ! از كسانى قرارم ده كه او را خواندى و پاسخت داد ، و در معرض توجه قرارش دادى و او در برابر جلال تو مدهوش گشت و در پنهانى با او به رازگوئى پرداخته ولى او آشكارا برايت كار كرد